تبلیغات
برکه معرفت - گریه‌های یک آلمانی بعد از شنیدن قرآن و پذیرفتن اسلام + فیلم
"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "
[http://www.aparat.com/v/3yJN2]

German cries when he hears the Koran and convert to Islam

گریه‌های یک آلمانی بعد از شنیدن قرآن و پذیرفتن اسلام

-          گزارشگر: وقتی «سعید» در سن 12 سالگی وارد این ساختمان شد، متحیر شد. خانواده  او در شرق آلمان هستند. دین در زندگی او جایگاهی نداشت.

-          سعید: من از شرق آلمان آمدم و هنگامی که اینجا رسیدم پناهندگانی زیادی وجود داشتند. من به آن عادت نداشتم. ما کارهای بی ارزش زیادی انجام دادیم. خدایان ما سیاه پوستانی بودند که از محله کلیمی‌های آمریکا بودند. ما تلاش می‌کردیم که مانند آنها زندگی کنیم و ما کارهای بد زیادی انجام دادیم مانند دزدی و غیره.

-          گزارشگر: همراه با اعتقاد نظم نیز آمد. به منظور خواندن قرآن، سعید شروع به یادگیری عربی کرد. قبلاً سعید به مؤمنین می‌خندید، اما دوست سعید و سپس برادرش او را به اسلام دعوت کردند.

-          امام جماعت: برادرم گفت که او می‌خواهد سعید را به اسلام دعوت کند. او گفت که هنگامی که من از سفر برگردم او مسلمان خواهد شد. من گفتم: او؟ هرگز! و بعد از سه ماه بازگشت من، او با «السلام علیکم» پیش من آمد. من خیلی تعجب کردم، از او پرسیدم: برای تو چه اتفاقی افتاده است؟ او جواب داد که او به دنبال چیزی می‌گشته است اما وقت نگذاشته است برای آن. اما او همیشه به خدا اعتقاد داشت و سعید الان خوشحال است که اسلام را یافته است.

-          گزارشگر: یعنی الان شما متغیر شده‌اید؟

-          سعید: نه من این را نمی‌گویم.

-          گزارشگر: اما؟

-          سعید: آنها تنها به من اطلاعاتی راجع به اسلام دادند و من به نگاه کردم که در اسلام تغییر دین وجود ندارد. خداوند در قرآن می‌فرماید: لا اکراه فی الدین.

-          گزارشگر: چرا اسلام؟

-          سعید: بعد از آن من بلافاصله گفتم: اسلام

-          گزارشگر: سعید خیلی خوشحال است. برای او مهم است که دینش را بشناسد. جوهر دین برای او کدام است؟

-          سعید: اینکه انسان اراده خود را تحت اراده الهی قرار دهد. اسلام برای من این است.

-          گزارشگر: چرا شما باید آن را انجام دهید؟

-          سعید: البته به خاطر بهشت، برای اینکه حقیقت آنجاست.

-          گزارشگر: از هنگامی که سعید مسلمان شده‌ است، کارهای روزانه او سازمان یافته است. ده سال پیش او مسلمان شد و اسم خود را به «سعید» تغییر داد. روزی پنج وعده او نماز می‌خواند.

-          سعید: هنگامی که شما نماز می‌خوانید از کارهای روزمره فارغ می‌شوید. شما وضو می‌گیرید و در برابر خالق خود می‌ایستید.

-          گزارشگر: شما چگونه اوقات نماز را با کارهای روزمره تنظیم می‌کنید؟

-          سعید: اصلاً مشکلی وجود ندارد. هر کسی می‌تواند در هر جا مکانی برای وضو و نماز پیدا کند.

-          اسلام آوردن آسان است. شخص باید در حضور دو مسلمان (به عنوان شاهد) اسلام آوردن خود را بیان کند. سعید اعتقاد خود را بعد از یک گفتگوی طولانی یافته است. بعد از آن او به همراه دوستش به مسجد رفت.

-          سعید: الان وقت نماز صبح است و جوانان مشغول خواندن قرآن هستند. من نمی دونم چرا شروع به گریه کردم. من عربی را متوجه نمی‌شدم، من متوجه نمی‌شدم که آنها چه می‌خوانند اما قلب من به وضوح درک می‌کرد. این یک تجربه جالبی بود. تبه‌کار کاذب، ناگهان گریه می‌کند و نمی‌داند چرا!

-          گزارشگر: سعید می‌گوید: هنگامی که شما مسلمان می‌شوید، دوستانتان را از دست می‌دهید اما برادرانی را به دست می‌آورید و شما جزء خانواده اسلام می‌شوید. این چیزی است که کلیسای مسیحیان در آلمان به او هدیه نمی‌کنند.

 





طبقه بندی: فیلم،  مستبصرین،  نوكیشان مسلمان، 
برچسب ها: گسترش اسلام در اروپا، مستبصرین،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 22 مهر 1391 | توسط : احمد | نظرات()