تبلیغات
برکه معرفت - مصاحبه با زن آلمانی تازه مسلمان راجع به حقوق زن و حجاب + فیلم
"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "
[http://www.aparat.com/v/343afadd60962d6fbd3832edea82cc37239796]


v      این یك تصمیم (بزرگ) در زندگی‌تان بود.

v      البته

v      قبل از اینكه شما ازدواج كنید،‌ آیا در این موضوع تصمیم گرفته بودید؟ زیرا شما هنگامی كه  با او ملاقات كردید،‌ مسیحی بودید. منظورم این است كه شما كجا مسیحی بودید؟‌

v      من آن زمان عمیقاً در جستجو بودم، من قبلاً‌ هم اعتقاد خوبی نسبت به مسیحیت نداشتم. من سوالات زیادی داشتم، خیلی از اعتقادات برایم مشكوك بود بدون اینكه احساس منفی‌ای داشته باشم. اعتقاداتی داشتم كه مرا راضی نمی‌كرد و من به دنبال آن بودم. من سوالات خیلی جدی در زندگی‌ام داشتم.

v      شما به دنبال چه بودید؟ منظورم این است كه چیزی كه شما را پوشش نمی‌داد در مسیحیت چه بود؟

v      من مشكلاتی داشتم درمورد جایگاه زنان در مسیحیت، نظر مسیحیت به زن چیست؟ نگاه به دیگر فلسفه‌ها چیست؟ من این موضوع و موضوعات دیگر (مانند تثلیث) را  جستجو كردم، البته این موضوعات شخصی هستند به این معنی كه ممكن است دیگران این سوالات را نداشته باشند.

v      نظرتون راجع به جایگاه زن چیست؟ زیرا شما می‌گویید كه من در مورد جایگاه زن وقفه‌هایی داشتم. چه چیز در دین مسیحیت شما را رنج می‌داد كه به شما این احساس را داد كه نیافته‌اید آنچه را كه به شما قدرت می‌دهد و به سوال شما پاسخ دهد؟‌

v      آنچه كه من درباره سوالم دریافتم این بود كه مهم نیست من چقدر تلاش و كوشش كنم تا اینكه شخص بهتری باشم. من همیشه جنس دوم و گناهكار ازلی خواهم بود؛‌ احساس گناهی كه تجربه می‌كردم برای من یك احساس حقیقی نبود و من در تلاش بودم كه چرا من باید با مرد متفاوت باشم.

v      خوب در مسیحیت كه می‌گویید زنان این‌گونه هستند به خاطر الهیات است و من نه می‌توانم حمایت كنم و نه خواهم كرد. ممكن است ما بعداً بتوانیم از الهیدانان در این مورد بپرسیم. شما احساس می‌كردید كه یك زن در مسیحیت همیشه جنس دوم و فرعی است و مهم نیست كه او چه انجام می‌دهد، او گناهكار بودن را یاد می‌آورد. بله این موضوع الهیاتی و بنیادی است.

v      همچنین من خیلی ناراحت بودم از اینكه نمی‌توانم ایمان و دینم را اظهار كنم. اینجا اظهار كردن ممنوع است. اینجا زنان مسیحی مؤمن از لحاظ الهیاتی زیاد با من تفاوت ندارند؛ منظورم این است كه افراد كمی هستند كه نماز می‌خوانند و من نمازم قضا می‌شد. من تلاش می‌كردم به سوی نماز راهی پیدا كنم. نماز چیزی است كه زندگی مرا تغییر داد، اسلام تدریجا وارد شد. منظورم این است كه من ازدواج كردم و بعد از دو سال اسلام را درآغوش گرفتم. من به سرعت ازدواج نكردم و اسلام را به سرعت نپذیرفتم.

v      خوب هنگامی كه نعیم از تو خواستگاری كرد، شما صحبت نكردید كه قرار است روسری بپوشید؟

v      نه اصلاً

v      موضوعی نبود كه شما بتوانید آزادانه نگه دارید ...

v      بله البته

v      ... كه بدون روسری قدم بزنید و دینتان را حفظ كنید.

v      البته اما روسری (حجاب) یك بخش جدایی ناپذیر از ایمان است، اما چقدر شخص متدین است، شخصی است و چقدر شخص معتقد باشد، یك موضوع شخصی است. بسیاری از مسلمانان هستند كه روسری نمی پوشند. نگاه كنید: هنگامی كه شما دینی را درآغوش می‌گیرید كه قبلاً به آن معتقد نبودید،‌ شما نمی‌توانید بگویید كه من فلان بخش دین را می‌پذیرم و فلان بخش را رعایت نمی‌كنم. خوب، این حاكی است از كسانی كه اسلام را می‌پذیرند بیشتر به قوانین یك دین پایبند هستند تا كسانی كه مسلمان به دنیا آمده‌اند. این از یك طرف. و چیزی كه دغدغه من است یك چیز ساده نیست اما من معتقدم كه این (حجاب) بخشی از ایمان است و من راضی هستم.

v     

مطلب دیگر كه مرا تحت تاثیر قرار داد این است كه شما گفتید: «من همیشه احساس می‌کردم که در مسیحیت کاری نمی‌توانی بکنی، من همیشه بالقوه گناهکار بودم. منظورم این است که من هرگز حقیقتاً با مرد مساوی نبودم.» و سوالم این است که چرا یک زن مسلمان طبق دینش می‌باید نه تنها مویش را بپوشاند، بلکه ساق دست نیز باید پوشیده باشد و باید لباس بلند بپوشید. یک شخص متدین، با لباس به شنا می رود. من نمی‌دونم اگر شما با آن لباس که تمام بدن را می‌پوشناند،‌به شنا می‌روید، تا باعث تحریک دیگران نشوید. خوب این به این معناست که با زن معامله مختلفی شده است به عنوان یک گناهکار از قبل یا چیزی که موجب تحریک به گناه می‌شود.

v      خوب به همین دلیل است که ما حجاب را رعایت می‌کنیم تا دیگران را به گناه تحریک نکنیم. این طور نیست. من نمی‌دونم که چطور برای شما روشن کنم زیرا یک تعصب و پیش‌داوری بزرگی پشت این قضیه است. من دوست دارم برای شما توضیح دهم که روسری، لباس بلندی که زنان به تن می‌کنند، اگر شما برگردید و عکس‌های قدیمی از کابل و تهران را در دهه پنجاه پیدا کنید،‌ شما زنی را در روسری نمی‌بینید. خوب آن زنانی که روسری را انتخاب کردند، به این معنا نیست که هنگامی که من خودم را می‌پوشم، من باید تشخیص دهم که آیا محرک مردان هستم؛ زیرا من می دانم که ما از یک شخص (حضرت آدم) و یک روح متولد شده‌ایم.

v      به همین دلیل من از شما می‌پرسم زیرا جوامع در حال رشد هستند.

v      بله

v      و در حال رشد هستند، جوامعی که مسلمان هستند، جاهایی که دین مسلمانان غالب شده است مانند جامعه ترکیه

v      بله

v      که من تعجب می‌کنم که جوامعی که در حال رشد هستند و آنها که رها می‌کنند بخش‌هایی از دین. یک زن آلمانی زیبا مانند شما، تصمیمی می‌گیرد به پوشیدن روسری. من باید بگویم...

v       بله شما به من بگویید!

v      چهره زیبای شما... برای قدری خندیدن ... چگونه یک زن زیبا تصمیم می‌گیرد که راهی را برود که در بسیاری از کشورها ترک شده است؟

v      من بر این باورم که خلاف این اتفاق می‌افتد. من می‌خواهم برای شما توضیح دهم که روسری توسط مسلمانان پوشیده می‌شده است؛ مصریان بعد از دهه 70 روسری می‌پوشیدند. زنان در ترکیه چند سال پیش روسری نمی‌پوشیند. اگر شما به استانبول بروید شما زنان، دختران جوان و نوجوانان را می‌بینید که به اختیار خود روسری می‌پوشند حتی اگر با مشکل روبرو شوند. آنها نمی‌توانند مطالعه کنند و به دانشگاه بروند، آنها ممکن است که از بیمه سلامت ممنوع شوند اما آنها مُصرّ هستند که حجاب را رعایت کنند زیرا حجاب انتخاب آنهاست. این چیزی نیست که کسی شما را در مضیقه قرار دهد یا کسی بتواند شما را مجبور به آن کند.

v      دختر کوچک شما؟

v       ایمان چهار سال و نیمه.

v      او چهار سال و نیمش است. ایمان اسم اوست؟ چه اسم قشنگی!

v      ایمان به معنای faith است.

v      ایمان به معنای faith  است؟‌

v      بله

v      دختر کوچک شما هنگامی که 11-12 سالش بشود

v      13-14 سال

v      این سوال را می‌پرسم به این دلیل که شما نمی‌دانید هنگامی که دوران قاعدگی‌اش می‌رسد، هنگامی که آنها به سن قاعدگی می‌رسند، او باید طبق احکام دینی روسری بپوشد؟

v      نگاه کنید! بله این احکام دین است. درست؟ از این منظر اگر به سن 9 یا 10 سالگی برسند؟ نگاه کنید چه اتفاقی می‌افتد. دوباره ما باید نسبت به آنچه که به ما می‌رسد‌، توجه داشته باشیم.  مکاتب مختلفی در هر دینی وجود دارد و راه وسط، اسلام میانه که ما می‌گوییم، برای یک دختر کوچک هنگامی که به یک دختر جوان تبدیل می‌شود، احکامی دارد. بچه های ما که در اینجا رشد می‌کنند به زن جوان تبدیل نمی‌شوند. در 10-11 یا 12 حتی اگر آنها قاعدگی داشته باشند و ممکن است دختری در کشور دیگر در 10-11 سالگی به بلوغ رسیده باشد. پس والدین باید در این مورد فکر و بحث کنند. این به اختیار من نیست که اگر بچه نخواهد روسری بپوشد؟ این حق اوست، ‌اما من موظفم نسبت به فرزندان ذهنهای آزاد را پرورش دهم، انسان های آزاد. وظیفه دینی من این است که به مردم اختیار بدهم.

v      آیا شما تلاش می‌کنید که او را در مسیر دینی قرار دهی،‌ توضیح دهی که یک زن مومن مسلمان چی باید بپوشد؟‌ اگر می‌خواهد مانند مادرش باشد،‌ (چه باید بکند)؟

v      البته او همه اینها را خواهد دانست اما او در سنی خواهد بود که فکر می‌کند که سن 13 یا 14 سالگی چیست او در این سن همه چیز را خواهد دانست نه تنها حجاب را . اونی که دغدغه من است این است که او را آزاد و مختار بسازم. نه انتخابی که به علت این باشد که من می‌گویم یا انتخابی که خارج از فشار اجتماعی است. متوجه شدید؟ این فکر من است.

v      که او قرار است به مدرسه برود و خود را بپوشاند با ...

v      آنها مشکلی در مدرسه نخواهند داشت.

v      با روسری بپوشاند، او کمی متفاوت از دیگران به نظر خواهد آمد،‌ از همکلاسی‌هایش

v      بله. بچه های دیگر متفاوت هستند به دلایل متفاوت. منظورم این است که اگر او بخواهد متحمل آن خواهد شد. من با دخترانی بحث کرده ام که روسری می‌پوشند به دلیل اینکه مادرشان می‌پوشد. من برای آنها توضیح می‌دهم که کمی صبر کنید تا درباره آن بدانید. چرا شما روسری می‌پوشید. باید به تدریج اتفاق بیفتد.





طبقه بندی: فیلم،  نوكیشان مسلمان،  مستبصرین، 
برچسب ها: مستبصرین، حجاب، حقوق زن در اسلام و مسیحیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 6 تیر 1391 | توسط : احمد | نظرات()