تبلیغات
برکه معرفت - مسیحی بریتانیایی مسلمان می شود- کنث ادواردز + فیلم
"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "

[http://www.aparat.com/v/7599d4e0d9b5eae4fecdc440358604b1231405]

ترجمه از عضو افتخاری وبلاگ:‌حمید رضا عبدلی

از تاریکی به روشنایی- بخش 4

السلام علیکم. نام من عبدالکریم است و نام پیشینم کنث بود. در انگلیس متولد شدم. والدین بسیار خوبی داشتم. من پس از سه برادر بزرگترم به دنیا آمدم. من به انگلیس بازگشتم و با خانواده ام زندگی کردم. مسلمان بودن در محیطی غیر مسلمان تجربه جالبی است و از انسان مسلمان واقعی تر و پایدارتری می سازد. و باعث می شود تا جایزه بزرگی را که به شما داده شده است را بهتر بشناسید. من در اروپا درس خواندم و چند سال در لندن به کار مشغول شدم. جستجوی حقیقت (به عربی الحق) را آغاز کردم و به کشورهای زیادی سفر کردم و با سازمان های متعددی که پیش زمینه دینی داشتند درگیر شدم. و با برخی از آنها بسیار رفت و آمد داشتم.

مثل همهگان به نگاه کردن، جستجو و یافتن پرداختم، در پایان به دبی رسیدم و اسلام را در آغوش کشیدم. در فرودگاه. و زندگی ام آهسته و به یقین تغییر کرد. محرک من به اسلام، عده ای از مسلمانان نبودند بلکه نصیحت هایی بود که هنگام مراجعه به درون خود می یافتم. به من معرفت بیشتری می داد و فهم من را از دین بسط می داد. در واقع این دین با دو دین عمده جهان یعنی یهودیت و مسیحیت اشتراکات فراوانی داشت، و من از پیش زمینه مسیحی برخاسته بودم. من به نصایح آن توجه کردم. و شروع به عمل کردم. چرا که اسلام طرفدار تئوری عمل کردن به عنوان مسلمان (شریعت) است...

هنگامی که شما به اسلام بر اساس مبانی روزانه عمل می کنید، تغییر در زندگی تان شروع شده و شما این تغییر را حس می کنید. حدیثی وجود دارد که البته متخصصین بیشتر درباره آن می دانند و من نمی توانم آدرس آن را بدهم، می گوید: شما با پنج مرتبه نماز در روز در خود تغییر ایجاد کرده و خود را پاکیزه می دارید. من شدیدا طرفدار این حدیث حضرت محمد (ص) بودم.


چیزی که می خواهم در مورد مسلمانان بگویم و تا آنجا که می دانم، در مورد مسلمانان دبی کشور امارات صادق است، این است که آنها روزانه اعمال دینی انجام می دهند. این امر برای من خیلی جالب توجه بود. چرا که محیطی که من در آن بزرگ شده بودم، یعنی محیط مسیحی، اینگونه بود که ایمان مختص زمان های خاصی در هفته بود و در زمان های خاصی در سال. و کسی نمی توانست به پرسش هایی که من به دنبال آن بودم، پاسخ بدهد. من در اطراف خود انسان هایی را مشاهده می کردم که مرتکب گناه می شدند. و این با هر دینی متناقض بود. زیرا این با زندگی آنها سازگار نبود. اما مسلمانان این منطقه بهترن نمونه های انجام شعائر دینی بودند. هنگامی که اولین بار اسلام را پذیرفتم، یکی از همکارانم به من گفت که من نبایست برای راه بردن به اسلام به رفتار مسلمانان توجه کنم. من با آن دیدگاه موافق نیستم؛ چرا که من برادران و خواهران بسیار صادق و وفادار مسلمانی اطراف خود دارم. پس من به اسلام عمل کردم. در رجوع به هر دینی این امر بسیار زیاد اهمیت دارد که به آداب آن دین عمل کرد. و این در دین اسلام امری بسیار اساسی است.

هنگامی که به ملاقات خانواده ام در انگلیس بازگشتم، با آنها بحث های زیادی داشتم. متوجه شدم که نادیده گرفتن اسلام بسیار عمیق است. و این مسئله اساسی غرب است. پس وظیفه من روشن کردن مردم بود در مورد دینی بود که پذیرفته بودم، مخصوصا خانواده ام. من با رفتاری جدی به این امر مشغول شدم. من از انگلیس باز گشتم، و متوجه شدم که این نادیده گرفتن اسلام افزایش یافته است و عامل آن همان تبلیغات گمراه کننده است....

بنابراین به عنوان مسلمان، به عنوان یک تازه مسلمان کوشیدم تا الگوی خوبی برای این دین باشم. تغییراتی که احساس می کردم، آهسته بود، این گونه نبود که در طی یکی دو روز چیز جدیدی متولد شود. من باید اسلام را می فهمیدم و می دانستم به چه چیز گرایش دارد. اینکه مثلا انسان خطاهای زیادی می کند. الله سبحانه و تعالی که در غرب به God یا خدا معروف است، بخشاینده ترین و مهربان ترین است. انسان ها نباید این را فراموش کنند. و اینکه خطاهای انسان مورد مغفرت خدا قرار می گیرند. کوشیدم تا الگوی خوبی برای این دین نسبت به خانواده ام و نسبت به کسانی که با آنها سر و کار دارم، باشم. هر جا که می رفتم این مسئولیت من بود، چرا که اسلام این چنین نصیحت کرده بود. بنابراین آنچه که بگویی یا انجام بدهی در اسلام اهمیت دارد. نمی شد بی تفاوت بود. این بخشی از حقیقت بود. و بخششی نسبت به این قسمت. و مردم می بایست نسبت به آن با دقت زیاد مواجه شوند.

خانواده و دوستانم در انگلیس، بیش از پیش به اسلام علاقه مند شده بودند. اتفاقاتی که در دهه پیش رخ داده بسیاری را به اسلام علاقه مند کرد. من احساس کردم که جایگاه مهم و ویژه ای دارم، چرا که از جامعه ای بیرون آمده ام که راهشان را در شب گم کرده اند. از علاقه های [علمی و دینی] من هم اکنون مسئله سکولاریزم و پایه های آن است. من اینگونه می فهمم که این مسئله ریشه در قرون وسطی دارد. و به خاطر تجارت و بازرگانی رواج داده شده است. نکاتی در ادیان و مخصوصا دین مسیحیت وجود دارد که الکل و سود را به گونه ای سکولار رواج می دهد. اما اگر به مسیحیت نگاه کنید می بینید که بین این سه دین بزرگ مشابهت های زیادی وجود دارد.

از آنجا که من در اروپا خانواده دارم و اغلب آنها را می بینم ، می کوشم که در حد توانم خویشتن را در مورد ایمان مسیحی روشن کنم؛ زیرا هنگامی که با خانواده ام هستم، اسلام را ارائه می کنم. و بین این سه دین بزرگ مشابهت های بسیار زیادی هست. که به نظر من کاملا قابل تامل است. موضوعاتی چون الکل، سود و پول و مواردی که به مراسم خاکسپاری اعضای خانواده مربوط می شود. بنابراین اگر با دقت به مسیحیت بنگرید، می بینید که نکات نزدیکی نسبت به اسلام وجود دارد و آن را شکل پیشرفته مسیحیت خواهید یافت. و این شما را به جد به تامل وا می دارد. همانگونه که درباره مسئله مراسم ترحیم اشاره کردم. در اسلام منظور از مراسم ترحیم آنست که ما در این جهان فانی هستیم و بنابراین باید نسبت به آنچه که در این حیات انجام می دهیم کاملا دقت داشته باشیم. و پشت فعالیت های امروز، روزی است که ما با اعمال خود درگیریم.

 اخیرا بسیار تحت تاثیر قرار گرفته ام. زیرا اخیرا برادر دکتر زکی نایک را ملاقات کردم که به دبی آمده بود. او شدیدا در من تاثیر گذارد. زیرا او اسلام را تنفس می کند و با آن زندگی می کند و او در تمام لحظات زندگی اش دعا می کند. احساس کردم که او الگوی خوبی برای پیروی است. من سعی کردم که این فرآیند (دعا) را در حد توان خود دنبال کنم، تا این اواخر که از انگلیس باز گشتم.

به هر حال هر کاری که روزانه انجام می دهی باید در ذهن باشد، چرا که این دستور آخرین دین است. شما می توانید بر دیگران تاثیر بگذارید چرا که الله سبحانه و تعالی پشتیبان شماست. او شما را هدایت می کند. پس کوشیدم مانند دکتر نایک، به دعا کردن بپردازم. پیام من به خوهران و برادران مسلمان این است که به اسلام عمل کنند (دعا، نماز و ...) روزانه این کار را انجام دهند. یکی از پنج مهم اسلام و دومین آن نماز است. اولین تکیه زندگی من نیز نماز است. که پنج مرتبه در روز انجام می شود. در مسجد و با برادران دینی. این امر بسیار مهم است. سپس شما مزایای آن را همانگونه که من هم اکنون احساس می کنم، احساس می کنید. و زندگی شما تغییر خواهد کرد و شما شروع می کنید به دریافت های واقعی. شبکه پیس (Peace TV) نقش بسیار مهمی در ارتقاء اسلام دارد. دینی که امنیت انسان را تامین می کند. دینی که انسان ممکن است روزانه به آن عمل کند. من از پیش زمینه های این رسانه استفاده کردم، من روزانه خواندم، دیدم و به آن گوش دادم. در اینجا در خاور میانه و در اروپا از طریق اینترنت. فکر می کنم این رسانه می کوشد تا سیمایی از اسلام ارائه نکند که کاملا اشتباه باشد. بنابراین این شبکه بهتر است.

من شهادت خود را دادم و در دبی در فرودگاه مسلمان شدم. و بعد مورد مصاحبه یک روحانی سودانی قرار گرفتم. او مرا در این امر کمک کرد. ما گزارش خوبی داشتیم. اولین تماسم با اسلام خوب بود. هیچ راهی برای فراموش کردن عمل به اسلام نبود. این است که شما باید خود را بیابید. اندکی پس از اینکه مسلمان شدم، بسیاری از برادران با من تماس گرفتند و مرا به سمت خاصی راهنمایی کردند. اما فرآیند فهم و عمل به اسلام امری است که مسئولیت می طلبد. اسلام دینی است که به من نشان داده که موضوعاتی وجود دارد و پشت آنها موضوعاتی که من کاملا آنها را درک کرده و فهمیده ام. ومن کوشیده ام که زندگی ام را در دستان خالق قرار دهم. (خودم را به او واگذارم.)

دلیلی که زنان بیش از مردان به اسلام می گروند... این است که زنان بیش از مردان توانایی درک حقایق را دارند. مردان مخصوصا مردان فرهنگ غربی مثل خود من، مسائلی و دغدغه هایی دارند  و می خواهند به تعهدات و التزامات خود پایبند باشند. این بدان معنی نیست که زنان چنین تعهداتی را ندارند.

من یکی از زائرین مکه و مدینه را در دو مناسبت دیدم که آمده بود تا عمره (که حج کوچک است) به جای آورد، من نیز در طول ده سال گذشته در ماه رمضان که زمان پر رحمتی است، عمره به جای آورده ام. و هنگامی که شما واقعا این زیارت را انجام می دهید، و شما تعدادی از شیعیان را تجربه می کنید، که آنها نیز هدف مشابهی در این سفر دارند، این نیز فراسوی این جهان است. به عنوان بازگشتی که پیشر گفتم من کوشیدم تا الگوی خوبی برای اسلام باشم. نه تنها برای غیر مسلمانان بلکه برای خود مسلمانان. زیرا من مسلمانان را گروهی در یک جامعه می بینم که کاملا عطایا و سودهایی که دارند را قدردانی و شکر گذاری نمی کنند و برای همین کوشیدم که الگوی خوبی باشم. من فکر می کنم که مسلمانان مرا کاملا خاص می بینند و برخی حتی بزرگتر. من بارها نماز (صلاه) را تجربه کرده ام. مسلمانان با من به عنوان چیز خاصی برخورد کرده اند. من به آنها می گویم ما همگی باید یکسان عمل کنیم.

من فکر می کنم که زنان بیشتر می خواهند درباره مبانی این زندگی بفهمند. و قلب آنها بازتر است. مردها مخصوصا مردان غربی دغدغه های بیشتری دارند، وبه آنها دیدگاه خاصی داده که آنها مجبورند در جامعه طرح بریزند. اخیرا که من به جامعه ام بازگشتم این مسئله را بیشتر درک کردم. علی رغم تغییر و علاقه بیشتر به اسلام مردم می کوشند تا از من در مورد اسلام اشکالات بیشتری بگیرند و به من حرف بد بزنند. اینها تاثیر تبلیغات در ذهن هایشان است. آنها اخیرا سوالات زیادی از من می پرسند که چرا من دینی را پذیرفته ام که نزد آنها دین تروریسم و گمراهی است.

زندگی ام با آغاز اسلام تغییر کرد و شک از زندگی ام رخت بر بست. من اخیرا از بریتانیا باز می گردم. من با خانواده ام بودم. کسانی چون پسرم به اسلام علاقه مند شده اند. مخصوصا زنان از من در مورد آزادی زنان در اسلام سوال می پرسند. و همسرم با من بود. او توانست به آنها بفهماند، نه با کلام بلکه با عمل. زنان کاملا در اسلام آزادند. این تصور اشتباه زنان از اسلام در مورد حجاب است. من در طول کودکی ام راهبه هایی رامی دیدم که هیچ کس از شکل ظاهرشان سوال نمی کرد. و من دوباره به ماشین تبلیغات اشاره می کنم که 24 ساعت شبانه روز مشغول کار است تا اسلام را چیزی منقطع از فرهنگ غرب نشان دهد. تا بتواند بین دو دین [اسلام و مسیحیت] شکاف ایجاد کند.

من به عنوان تازه تولد یافته بسیار مهم است که زمان هرچه بیشتری برای فرهنگم و خانواده ام و دوستانم در غرب بگذارم تا به آنها نشان دهم که اسلام سیمای متفاوت و دیگری از آنچه آنها فکر می کنند دارد. خیلی ممنون.

السلام علیکم.





طبقه بندی: مستبصرین،  نوكیشان مسلمان،  فیلم، 
برچسب ها: converting to islam، اسلام در بریتانیا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391 | توسط : احمد | نظرات()