تبلیغات
برکه معرفت - چرا مسلمان شدم؟ (بخش سوم) + فیلم
"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "

[http://www.aparat.com/v/5e0533556b4d8d4e774135ee06d557ab189124]

ترجمه از حمیدرضا عبدلی

.... بنابراین از نظر پزشکی می‌دانیم که او (حضرت محمد) ص نه دروغ‌گو بود و نه دیوانه و آموزه های او کاملاً منطقی و عقلانی بود و بسیار به حقایق اختصاص داشت؛ و به همین منوال. بنابراین هنگامی که اولین بار آن را خواندم، بر من تأثیر گذاشت... چیزهای دیگری نیز وجود دارد. اما با ارتباط با این افراد با سؤالاتی مواجه بودم و تحت تأثیر آن‌ها. کسانی که من و خانواده‌ام را می‌شناختند، مسیحی بودند.

بنابراین، من کارم را با آن‌ها را با سؤالات متناوبی آغاز کردم. به آن‌ها گفتم که خوب من با شما موافقم که محمد (ص) او از سوی کسی نیست یا پیامی از کسی دریافت نکرده که دروغ‌گو یا دیوانه باشد. بلکه آن‌ها را باید از سوی شیطان گرفته باشد؛ و شیطان این‌ها را به او گفته باشد. من به این نکته علاقه داشتم. چرا که این محلی منطقی است برای آغاز است به جای آنکه از پیش فرض خدایی استفاده شود که همه را خلق کرده است. شاید بوده و شاید نبوده. من فعلاً نمی‌دانم.

اولین کاری که لازم بود بکنم اینکه خواندن کتاب مقدس را آغاز کنم. چرا که به عنوان یک مسیحی لازم بود این کار را بکنم... من مختصر کتاب مقدس را خواندم. انجیل مرقس؛ و سپس به فصل 3 آیه 26 مراجعه کردم. در این آیه عیسی ماهیت شیطان را بیان می‌کند. او در آنجا می‌گوید: «و اگر شیطان با نفس خود مقاومت نماید و منقسم شود، او نمی‌تواند قائم ماند، بلکه هلاک می‌گردد.» از این آیه بر می‌آید که شیطان نمی‌تواند علیه خود بایستد. یعنی خدا او را به گونه ای خلق کرده که نمی‌تواند بر خلاف علایق خود عمل کند. لحظه ای که بخواهد چنین کند لحظه آخر اوست.

هنگامی که خواستم دیدگاه اسلام را در مورد شیطان بدانم به قرآن مراجعه کردم؛ چرا که قرآن کتاب مقدس مسلمانان است. در قرآن فصل 16 آیه 98 خواندم که خدای سبحان و بزرگ به مسلمانان سفارش می‌کند که هنگامی که می‌خواهند قرآن بخوانند این جمله را بگویند «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» بدین معنی که «من به خدا از شر شیطان رانده شده پناه می‌برم». خوب اگر این کتاب (قرآن) کتاب شیطان باشد که از سوی شیطان به حضرت محمد (ص) نازل شده باشد، و محمد (ص) وحی خود را از شیطان دریافت کرده باشد، این نیاز یک فریب دارد، چرا که معنایش این است که شیطان اساساً از ما خواسته هنگامی که کتاب او را می‌خوانیم به خدا پناه بریم تا ما را از شر او حفظ کند! خوب با این چه باید کرد!؟ در جهانی که خداوند همه چیز را خلق کرده چگونه ممکن است شیطان دست به چنین کاری زند. نکته ای که یك و نیم میلیارد نفر به این کتاب معتقدند و یک و نیم میلیارد نفر این کتاب را می‌خوانند، شیطان از همه‌شان می‌خواهد که از او به خداوند پناه ببرند!!

قبل از اینکه من این را بخوانم، نگاه بدی به خدا داشتم؛ و می‌گفتم این خدا بوده که به شیطان اجازه چنین کاری را داده است. (منظور اجازه الهام قرآن به پیامبر اسلام) و شیطان چنین کاری را کرده است. ولی بعد فهمیدم که این امر اساساً از نگاه کتاب هنگامی که ماهیت شیطان را توضیح می‌دهد، مقدس غیر ممکن است. (مرقس: 3/26)

اما آخرین نکته ای که باعث شد من مسلمان شوم این بود که تمام این حقایق را شنیدم که حضرت محمد (ص) متواضع و قابل اعتماد بود و دیوانه و تحت تأثیر شر (شیطان) نبود ولی با این اوصاف (از نگاه برخی) هرگز وجود نداشت و مانند چهره های افسانه ای بود؛ و این نکته ای است که معمولاً توسط ملحدانی گفته می‌شود که هیچ چیز در مورد اسلام نمی‌دانند. آن‌ها فکر می‌کنند که اسلام یک دین است، مسیحیت یک دین است، و تنها دلیلش این است که موسی یک چهره تاریخی بوده است، به نوعی محمد (ص) چهره تاریخی نداشته است. اما این مسئله نادرست بوده و قابل پذیرش نیست!

من تضمین می‌کنم که اگر شما یک کتاب نوشته یک غیر مسلمان در مورد زندگی حضرت محمد (ص) بردارید و آن را در کنار یک کتاب نوشته یک مسلمان درباره زندگی پیامبر قرار دهید، خواهید دید که تفاوتی ندارند و همگی داستان‌های مشابهی را در مورد حضرت محمد (ص) نقل کرده‌اند. تنها تفاوتی که مشاهده می‌شود، تفاسیری است که از آن‌ها و از معنای آن داستان‌ها می‌شود. ملحدان ممکن است بگویند که او این کارها را کرد تا جهان را تسخیر کرده یا انسان‌ها را بکشد و به قدرت برسد، اما مسلمانان با گفتن همان داستان‌های مشابه می‌گویند که پیامبر این کارها را برای نجات بشر و برای محافظت از مردم کرده و ... اما تنها چیزی که نمی‌توان انکار کرد اینکه هر دو به منابع اسلامی راجع به زندگی محمد (ص) اعتماد کرده‌اند. هر یک از ملحدین و مسلمانان به آن منابع اعتماد دارند و تنها فرقشان در تفسیرهایشان است.

برای من در وهله اول این از لحاظ عقلانی قابل قبول‌تر است که پیامبر در طول پیامبری‌اش پیام‌های قرآنی را از خداوند دریافت کرده است. پس اگر خدا به من بگوید که پیامبر (ص) خالص و سالم است و من نیز شواهدی از زندگی‌اش بیابم که او صادق و پاکیزه بوده است، من به تفسیر مسلمانان راجع به محمد اعتماد می‌کنم؛ چرا که آن‌ها عقلانی‌اند. نه به خاطر اینکه از این کار خوشم بیاید. چرا که این‌ها بر شواهد و قرائن مبتنی هستند. اما نکته اصلی این نبود بلکه نکته در این بود که محمد (ص) یک چهره تاریخی بوده است؛ و من آن را به عنوان یک امر قطعی بیان کردم، چیزی که اتفاق افتاده است، شیوه ای که ما منابع اسلامی را چک می‌کنیم، اسناد نام دارد که در آن تمام کسان که از پیامبر نقل قول کرده‌اند مورد بررسی قرار می‌گیرند، و گفته‌هایشان ثبت شده است. تمامی این افراد بررسی می‌شوند که مثلاً چرا این فرد مورد اعتماد است، یا اینکه این فرد مست بوده و یا اینکه فلانی در حفظیاتش مشکل داشته است. تمام این‌ها مانند زنجیره ای به پیامبر می‌رسد. از پیامبر به سمت پایین و آنچه که یادداشت شده است. قرآن نیز به همین شیوه نقل قول شده و کسانی مسئول کپی برداری از آن بوده و همگان به خواندن آن تشویق شده‌اند. یک دانشمند مسیحی که نامش در خاطرم نیست انتقادات به قرآن را پاسخ گفته و عنوان کرده که قرآنی که اکنون در دست ماست، صد در صد همانی است که در زمان پیامبر بوده است. دانشمندی مسیحی به نام سر ویلیام مویر بیان نموده که چرا کلمه به کلمه ای که امروز در قرآن است دقیقاً همانی است که پیامبر بیان فرموده است؛ و نیز اینکه حدیث نیز كاملاً از پیامبر به همین شیوه حفظ شده است.

در واقع مورخ فرانسوی ارنست رنان در سال 1851 نوشت که پیامبر بر خلاف دیگر چهره های دینی در عصر درخشش به دنیا آمد. این کافی نیست که بگوییم مثلاً استدلال شما قانع کننده است به شرطی که به کتابی اعتماد کنی که خارج از حوزه عقل است. اما آن کتاب‌ها منابع تاریخی معتبر و صحیح راجع به زندگی پیامبر (ص) را مورد کنکاش قرار داده‌اند. پس ناچار باید بپذیریم که:

1.       حضرت محمد (ص) در واقع یک چهره حقیقی تاریخی دارد؛ کسی که زندگی و آموزه‌هایش هم اکنون حفظ شده است.

2.       آنچه از زندگی و آموزه های او بر می‌آید اینکه او دروغ‌گو، دیوانه و تحت تأثیر شیطان نبوده است.

بنابراین او چهره ای تاریخی داشته که ادعای نبوت کرده و در واقع امر هم پیامبر بوده است... اما دلیل بودن من در اینجا این است که من مدت یازده سال است که در این باره تأمل کرده‌ام؛ و باور کنید که در طول این یازده سال هیچ یهودی، مسیحی، ملحد و مورمن نتوانستند با این ادله مبارزه کنند. اگر دلیلی داشته‌اند من هنوز با آن مواجه نشده‌ام چرا که در این مدت حدود یازده سال دلیل‌های مشابه را بررسی کرده‌ام و پس از مدتی مسلمان شدم؛ و بنابراین هیچ یهودی، مسیحی یا ملحدی نمی‌تواند دهان باز کرده و بگوید که این کافی نیست... من نمی‌گویم که شما هم به این باور داشته باشید؛ چرا که این یک مسئله شخصی است ولی من پیام خود را گفتم و بقیه‌اش به خودتان مربوط می‌شود. از اینکه به من گوش دادید متشکرم... السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.





طبقه بندی: فیلم،  نوكیشان مسلمان،  مستبصرین، 
برچسب ها: مستبصرین، رهیافتگان، گس، گسترش اسلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 16 اردیبهشت 1391 | توسط : احمد | نظرات()